محمد خاندردی

دولت جاوید یافت هرکه نکونام زیست/سعدی

امروز متنی می خواندم در وبسایت خبری ترکمن سسی با عنوان «مختومقلی مکانی برای فساد اخلاقی شده است» در خصوص استعمال مواد مخدر و شرب خمر و لات بازی جوانان موتورسوار در کنار چادرهایی که در مراسم بزرگداشت مختومقلی فراغی در روزهای سی ام و سی و یکم اردیبهشت ماه 95 در روستای آق توقای برگزار شد. همچنین اینکه سال به سال، استقبال از این مراسم کمتر و کمتر می شود.

جدای از موضوع حرمت مکان مذکور که آرامگاه عارف و شاعری بنام و شهره عالم است و اینکه این اعمال خلاف شرع، عفت عمومی و نیز مجرمانه نمی بایست در آنجا انجام شود؛ موضوع دیگری ذهن مرا درگیر کرد. آیا این اعمال اگر در جای دیگری یا در خفا انجام شود مشکلی ندارد؟!!

نگارنده متن مذکور، صحبت از بایستگی ریشه یابی و حل آن معضل نموده است… سوال من اینجاست کدام یک از این جوانان عاطل و باطل دارای شغلی در خور هستند؟ جوان بیکار دنبال بطالت بوده و مستعد مخدرجات و مسکرجات خواهد بود… و سوال بعدی اینکه کدام مسئولی حوصله یا تخصص ریشه یابی این موضوع را دارد؟!! کدام ارگان باید هماهنگ کننده ریشه یابی این موضوعات باشد؟!!!

ریشه یابی نمی خواد. حکومت باید برای جوان، کار و اشتغال ایجاد ایجاد کند. جوانی که زحمت بکشد، پولش را به مخدر نخواهد داد و وقتش را به بطالت پی ناموس دیگران نخواهد گذراند. بیکاری نتیجه ای جز بی عاری نخواهد آورد. شما هی بشین ریشه یابی کن!!! هیچ کدام از این مسئولین باکفایت ما یک پایان نامه دانشگاهی از رشته های علوم انسانی مانند جامعه شناسی یا روان شناسی را نخوانده اند… همه یا دکتر اند یا مهندس … اینها که نمی تونند ریشه یابی کنند رفتارهای جامعه رو …

اون وضعیتی که بصورت عریان در مراسم بزرگداشت مختومقلی فراغی دیده شده واقعیتی است در زیر پوست جامعه ما وجود دارد… آنجا عریان شده و گندش همه رو منزجر کرده است …

روزنوشت

اسفند پارسال، یک هفته قبل از روز درختکاری، 14 درخت در حیاط منزل کاشتم. از مرکبات بگیر تا گیلاس و انار و هلو و …

چون بلد نبودم، عمدتاً چاله هایشان گود شد و چند بار بارندگی باعث شد چند بار غرق بشن… مجبور شدم دو هفته پیش، از چاله بیارمشون بیرون و دوباره بالاتر چالشون کنم.

یکی از نهال های شلیل، بعد از این عملیات متاسفانه دار فانی رو وداع گفت! ولی بقیه روبراه هستند. البته مرکبات نمی دونم چرا همچین قبراق نیستند… حالا ببینیم به کجا می رسند…

روزنوشت

سال 1395 بر خلاف سال قبل که توام با سختی گذشت، شروعش بسیار راضی کننده بود. بسیاری از مطالبات مانده از سال قبل وصول شد و فعلاً داره خوب پیش میره … انشالله که تا آخرش همینطوری بره جلو… امیدوارم سال خوبی برای تمام افرادی باشه که دلی صاف و بی شیله پیله دارند …

دسته‌بندی نشده

حدود 8-9 ماه پیش یه وبسایتی ایجاد کرده بودم برای مطالب تخصصی در زمینه مدیریت، برنامه ریزی و کنترل پروژه، مطالبی از این دست که در این سایت بود رو منتقل کردم به اون سایت و این وبسایت دیگه یه وبسایت در سایر زمینه ها (بصورت کلی و عمومی) خواهد بود. پیروز باشید

دسته‌بندی نشده

امروز آگهی جالبی روی در و دیوار خانه های یک کوچه در تهران دیدم. آموزش رقص ! آگهی با شماره تلفن و نام فامیل آموزش دهنده ! ظاهراً اثرات برجام رو داریم از همین الان می بینیم. چه عرض کنم !

11111111

روزنوشت

چندی پیش با دوستان بحث این بود که ترکمنستان و بلخ و بخارا در چه زمانی و در کدام پادشاهی از ایران جدا شد. ابتدا با خودمان فکر کردیم که باید قبل از معاهده ترکمنچای و گلستان بوده باشد که زیاد در کتابهای درسی تاریخمان راجع به آن بحث نشده است ولی به لطف سایتهایی مانند ویکی پدیا، فهمیدیم که اشتباه می کردیم و سرزمینهای مذکور حدود 70 سال بعد از عهدنامه گلستان، طی عهدنامه ای موسوم به آخال در زمان ناصرالدین شاه (سلسله قاجاریه) از ایران جدا شده است. روسیه سرزمین های مذکور را غصب کرده و برای نوشتن توافق نامه مرزی به ایران آدم فرستاده بود. ناصرالدین شاه که تا آن زمان هیچگاه نتوانسته بود ترکمن ها را به زیر سلطه خود درآورد، با خوشحالی آن عهدنامه را پذیرفته بود. این ماجرا باعث شد کمی در دوره سلسله قاجاریه جستجو کنم و یک تایم لاین از پادشاهان و وقایع آن دوران درست کنم. بعد گفتم آنرا منتشر کنم شاید بدرد کسی بخورد. با کلیک بر روی «تایم لاین سلسله قاجار» می توانید آنرا ببینید.

قسمتهای مختلف این تایم لاین، لینک به منابع دارد که می توانید با کلیک بر روی آنها به منبع دسترسی پیدا کنید.

پیمانهای به رنگ سبز، مربوط به قراردادهایی است که بین ایران و یک کشور خارجی عقد شده.

پیمانهای به رنگ قرمز، مربوط به قراردادهایی است که بین ایران و یک تبعه خارجی عقد شده.

پیمانهای به رنگ آبی، مربوط به قراردادهایی است که بین دُوَل خارجی راجع به ایران عقد شده.

روزنوشت

چند روز پیش داشتم یکی از پادکست های آقای “سیدحسن آقامیری” می شنیدم. یه جمله ای گفت با این مضمون که نتیجه دینداری ما چیه؟ خب نماز می خونی، روزه میگری، حج می ری… چه اثری روت گذاشته؟ آدم بهتری شدی؟ حالت بهتر شده؟ یا اینکه در کنار دینداری … دروغتو می گی، نزولتو می خوری، غیبتتو می کنی، کبر داری … ؟!

به نظر من اگه دینداری و انجام مراسم دینی مثل نماز خوندن، روزه گرفتن و … اگه نتونه باعث تحکیم اصول اخلاقی در فرد بشه، اصولا به چه دردی می خوره؟!! آیا خداوند عزوجل نیازمند به تکریم ایشان توسط مخلوق خودشه ؟! یا اینکه احتیاجی به روزه مخلوقش داره؟! با توجه به اینکه خداوند اصولاً نیازمند نیست، میشه بصورت معقول نتیجه گرفت که آیین های دینی رو نه برای خودش بلکه برای پرورش و تکمیل مخلوق خودش لحاظ کرده.

ادامه مطلب را بخوانید »

روزنوشت

در این 10 سالی که دارم کار می کنم، سابقه نداشته پروژه ای دیده باشم که دچار بحران نبوده باشد. این پروژه هم از این موضوع مثتثنی نبود. بحرانی که پروژه پیمانکاران ایرانی معمولا درگیر آن هستند، بحران مالی است. مطالبات شرکت از کارفرمای عراقی رقم بزرگی است. کارگاه در حال تعدیل نیروها بوده و تعداد نفرات حاضر در کارگاه تقریبا یک سوم تعداد افراد در دو ماه پیش از این است. هزینه های بالاسری کارگاهی به این بزرگی بسیار سرسام آور بوده و فعلاً چاره ای جز تعدیل نیست. البته این تعدیل فعلاً گریبان ما را نگرفته ولی خدارو چه دیدی شاید فردا هم نوبت ما شد!

ادامه مطلب را بخوانید »

تجارب پروژه

چند هفته پیش که رفته بودم بغداد، در هر ایست بازرسی داخل شهر، دستگاهی در دست نیروهای امنیتی دیدم که جالب بود. البته قبلا ذکر دستگاه رو شنیده بودم ولی از نزدیک ندیده بودم. این دستگاه می تونه مواد منفجره رو تشخیص بده و نوک آنتن مانند آن به سمت مواد منفجره بچرخه.

ادامه مطلب را بخوانید »

عمومی

سالهاست که عقب افتادن حقوق پرسنل در پروژه های عمرانی به امری رایج تبدیل شده است. نمی دانم این بدعت از کی شروع شده ولی هر چه رو به جلوتر می رویم مدت زمان تاخیرات بیشتر می شود. حال جالب آنست که این این موضوع هم برای کارفرما و هم برای کارمند یک موضوع حل شده است. یعنی وقتی می خواهی به پروژه ای بروی، میدانی که “دیگه سه چهار ماه تاخیر، رو شاخشه” !!!

ادامه مطلب را بخوانید »

تجارب پروژه